مثلن چطور صداهای توی سرتو ساکت کنی و مثل همیشه حرفاي پر امید بگی...نگاهش میکنم و لبخند میزنم و میبینم چقدر عاشقشم، یاد اون زمانی میفتم که دستشو میذاشت زير گونه م.... ميگه وای که چه نگاهایی میکنی منصوره! ميگم چه نگاهایی؟ ميگه عاشقانه...
برچسب:
نویسنده: کامران رجبی