خرید بک لینک

بیا تا جهان را تلاوت کنیم

در آغاز" یکی" بود و آن یکی " کلمه" بود و آن کلمه "خدا" بود....

همه چی از یاد آدم میره...

دارم سعی میکنم به یه داده کاوی واقعی تبدیل بشم. 

رامین خیلی کمکم میکنه، متلب بهم یاد میده، دید ریاضی وسیع و از بالا بهم میده. دوستامون برام پروژه جور میکنن. یه مسابقه انتخابی هم شرکت کردم که انتخاب شدم و حالا باید به فکر داده های مرحله سوم باشم.

دو سه روز هم هست که وقت تنهایی، تمرین آواز میکنم. البته خیلی دلی... بعد برای رامین میخونم و اشکالاتم رو میگیره.

اون روزی که کلی با خودم جنگیدم که برم بهش بگم دوسش دارم اصلا فکر نمی‌کردم این جوری باشیم باهم و اون روزی که فهمیدم باید فراموشش کنم اصلا فکر نمیکردم که روزی باهم باشیم. ولی هستیم و خوب هم هستیم.

اونقدر خوب که هستن کسایی که  تلاش کردن حالمونو بد کنن!!!

برچسب: نویسنده: کامران رجبی تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 19:20

صفحه بندی